معنی « هجرت »


....
مهاجرت نوع اول : مهاجرت غیر مسئول...
مهاجرت نوع دوم : مهاجرت علمی....
مهاجرت نوع سوم : مهاجرت تبلیغی...
مهاجرت نوع چهارم : مهاجرت انسان اجتماعی مسئول امیدوار...
.... و مهاجرت پنجم – که آخرینش است – یک مهاجرت عجیب است: مهاجرت انسان است از خودش.
انسان – انسان مسلملن – باید دائما در حال هجرت باشد . ( بنابراین ) یکی هجرت بیرونی است – که انواعش را گفتم – و دومی هجرت دورنی است و آن عبارت از این است که : از هر حالتی که هستی رها بشو و بطرف بهترین حالت درحرکت باش و در هیچ درجه ای – ولو درجه متعالی و برتر – نه ایست.

المهاجر من هاجر السیئات

( مهاجر کسی است که از زشتی ها و بدی ها هجرت می کند.)

این ، مهاجرت انسان است از « خویشتن موجود » ش- که هست – به آن « خویشتن مطلوب » ش – که باید بشود. درچه درجه ای از خویشتن موجودش باید هجرت کند؟در هر درجه ای که هست ، حتی در درجه پیغمبر که هست. می بینید پیغمبر زیادت عمل ، زیادت علم ، و زیادت حیرت را همیشه می طلبد ، یعنی می خواهد از آن درجه ای که هست ، باز بالاتر برود. چرا؟ که آن درجه ای که انسان باید بشود ، درحد مطلق ، در جوار خداست. هجرت همه به سوی خدا، یعنی چه ؟ یعنی آن درجه متعالی و آن مقصد متعالی یی که انسان در فلسفه اسلامی باید به آن طرف حرکت کند، تا خداست. « تا خداست » یعنی چه ؟ نه اینکه مثل صوفی ها در ذات خدا برویم و آنجا حل بشویم، جزو خدا بشویم و قره قاطی بشویم : نه، تا بی نهایت یعنی خدا. بنابراین انسان مهاجر در نوع پنجم ( چنین است ) :

والرجز فاهجر

( از پلیدی هجرت کن )

پلیدی چیست ؟ پلیدی همن حالتی است که داریم ، ( یعنی ) هرکس در هرحالتی که هست ، به نسبت بی نهایت حالت زشت است، حالت رکود است و حالت سقوط است. در هیچ درجه ای نه ایست و همواره از بیرون و از درون در هجرت باش.



م آثار ۲۹ [ ميعاد با ابراهيم ] - فصل « بررسی انواع مهاجرت »   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

ميلاد پيامـــــــــــــبر رحمت مبارکباد



يا



 محمد



  
نویسنده : AmirRH ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

انقلاب فرهنگی


... باید در وضع دین و آموزش دینی ، یک انقلاب ، یک انقلاب فرهنگی بزرگ ، یک انقلاب در اندیشیدن و در فهم و تلقی مذهب و در شناخت مذهب ، بوجود آوریم .
به یک نوع اسلام شناسی از اول احتیاج داریم ، به یک نوع شناخت منطقی و علمی [ از اسلام ] متناسب با بینش امروز جهان احتیاج داریم تا بتوانیم این [ اسلام ] را نگه داریم ، و به نسل دوم که در مسیر دیگری حرکت می کند – که اگر ببیند منطقی نیست و اگر ببیند بوی کهنگی به دماغش می خورد ، بوی خرافه به دماغش می خورد ، اصلا آن را بر نمی دارد و بد و خوب ، زشت و زیبا ، حق و باطل همه را ترک می کند و می رود و فرهنگ دیگری را و زندگی دیگری را دور از ما و فرهنگ و تاریخ ما ادامه می دهد - ، بسپاریم.... .


م آثار 29 [ میعاد با ابراهیم ] – ص 177
  

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

ای مهربان


دیرگاهیست نامت را ستاره باران نکرده ام ،
ای مهربان !
ای خدای من!
ای مولای من!
خالی از حس توام!
مرا چه شده است....
زنگارهای دنیا ! ...
وای بر من ....
بگذار لحظه ای صدای « الهی العفو » حضورم چون قطرات باران بر من ببارد
ای مهربان من ! ای خدای من ! ای نور ! مرا با خویشتن خویشم تنها مگذار.


  
نویسنده : AmirRH ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

ُُگفتگو با خدا ( ۲ )


... مرد نجواکنان گفت : « ای خداوند و ای روح بزرگ با من حرف بزن ! »
و چکاوکی با صدای قشنگش خواند، اما مرد نشنید.
سپس مرد دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن !»
و برقی از آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد، اما مرد باز هم نشنید.
مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا پس حداقل بگذار تا من تو را ببینم. »
و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان فریاد زد : « پروردگارا به من معجزه ای نشان بده ! »
و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز گشت، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله کرد : « خدایا ! مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری ! »
و آنگاه خداوند بلند مرتبه ، دست خود را از آسمان بسوی زمین دراز کزد و مرد را لمس کرد: اما مرد با حرکت دست ، پروانه را دور کرد و قدم زنان رفت ... .


با تشکر از مهندس راد   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

بهره ای از کلام « علی »

حیدر کرار :

از کسانی نباش که بدون عمل صالح به آخرت اميدوارند.


  

نویسنده : AmirRH ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

بهره ای از تورات


تورات - کتاب امثال - آیات ۱۶ الی ۱۹ :

...هفت چيز است که خداوند از آنها نفرت دارد:
نگاه متکبرانه
زبان دروغگو
دستهایي که خون بی گناه را می ريزند
فکری که نقشه های پليد می کشد
پاهايی که برای بدی کردن می شتابند
شاهدی که دروغ می گويد
شخصی که در ميان دوستان تفرقه می اندازد




  
نویسنده : AmirRH ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

و با تو ای خواهرم و برادرم ( ۱ )

و تو برادر من، همکار من ، هم طبقه من، نویسنده ، روشنفکر ، دانشمند ، مترجم ، هنرمند ، سوسیالیت ، آزادیخواه ، جامعه گرا ، مترقی ، دوستدار عدالت و خواهان رهبری و برادری ، و آرزومند رهائی و رستگاری بشر! آنچه تو از این اصطلاحات می فهمی ، آنچه بنام دین ، اسلام و تشیع می شناسی و می بینی ، همان او را دو الفاظ و مفاهیم تخدیری و تحریفی رایج است، همان تصویری است که دستهای غرض دشمن و جهل دوست از این مکتب در ذهن پدرت ، مادرت و محیطت نقش کرده اند.
اسلام این نیست ، خدا و معاد و املمت و عدالت و حج و .... آن نیست که تو می بینی و آن نیست که تو می گوئی و نفی می کنی. تو حق داری که نفی کنی .
اما سخن من با تو این است که:

آنچه را نفی می کنی ، « حق » نیست.


پدر مادر ما متهميم - ص ۶۲   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :

« تنهايی »

رنج « تلخ » است ولی وقتی به « تنها »یی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند. طعم توفیق را می چشاند.....
.... و چه « تلخ » است لذت را « تنها » بردتن و چه زشت است زیبایی ها را « تنها » دیدن و جه بدبختی آزار دهنده ای است « تنها » خوشبخت بودن !!!در بهشت « تنها » بودن سخت تر از کویر است.... در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاذ « تنها »یی را در سرت زنده می کند.
« تنها » خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است. که « تنها » بودن بودنی به نیمه است و من برای نخستین بار و آخرین بار در هستی ام رنج « تنها »یی را احساس کردم.... .


م آثار ۳۳ - گفتگوهای تنهايی   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :