ثار الله ( ميلاد ثار الله مبارکباد )


...بنابراين در در فلسفه تاريخی ما بشر با يک ثار شروع شد؛ قبيله هابيلی اکنون يک خون از قبيله قابيلی طلبکار است و بنابراين وراثت از اين جا شروع می شود.اين وراثت در اشکال و تعبير های مختلف در روايات قرآن احاديث فرهنگ اسلامی تاريخ و ... هست ؛ حتی سعی شده است که پيامبران را به عناوين مختلف - بصورت شجره نامه بصورت حتی يک وسيله يک ابزار يک سمبل و امثال اينها - بيکديگر ارتباط بدهند و بعنوان يک تسلسل و پيوستگی جريان واحد يک وحدت تاريخی درست کنند تا بصورت مجرد حادثه های گوناگون ور در ز مين ها و زمانهای مختلف تلقی نکنيم.
...متاسفانه جهان بينی ما آنقدر کوچک است که تمام عاشورا تازه از روز روز تاسوعا شروع می شود و بعد از ظهر فردا هم تمام می شودو بعد ديگر در تاريخ خبری نيست....درصورتيکه مساله يک روز نيست مساله ابديت تاريخ است در اين همه وسعت... ؛ که اين فلسفه تاريخ اسلامی از اول با خودآگاهی و مسئوليت خود آگاهانه انسان بنا شده و آن فاسفه جبر تاريخ مارکسيستی براساس بازی جبری مادی ابزار توليد تحول پيدا می کند.تا بالاخره جبرا به خود آگاهی انسان می رسد يعنی در اينجا انسان مسئوليت تاريخی انسان و خود آگاهی انسان معلول جبر مادی توليدی -اقتصادی است ( در حاليکه ) در فلسفه جبر و حتميت تاريخی اسلامی از اساس ( تکيه ) بر روی خوآگاهی انسان و خطاب به انسان خودآگاه است ؛ از همان اول به انسان می گويد: تو صاحب خونی بايد خونت را از طرف مقابلت بگيری .چه وقت؟ از آغاز تاريخ بشر تا انتهای ناريخ تماما مجال و فرصت خونخواهی انسان است... کی به پایان می رسد ؟ باز هم با ثار ؛ برای اینکه آخرالزمان قیام جهانی نجات بشری تحقق عدالت صلح و برابری اینها همه هست اما بزرگترین لقب آن آخرین نجات دهنده انسان از این رابطه ثار ثارکشی - که همه تاریخ بشر را شکل می دهد - « منتقم » است.انتقام چه چیز را می گیرد؟ همه می گویند انتقام قاتلین سید الشهدا را! نه! انتقام ثاری که به گردن بنی هابیل است .... ثار بر روی ثار ....؛ ئ در هر نسلی آن ضجه ها که ثارهایش او را به خونخواهی و انتقام از دشمن فرا می خوانند دائما شدیدتر و شدیدتر می شود بطوریکه اگر غیرت و حمیت و آگاهی وجود داشته باشد تمام فضای تاریخ ما پر از ضجه و دعوت خونخواهی ثار هاست ثارهای ما ؛ اما این ثار ها ثارهای قبیله ای نیست - ثارالله - است؛ اینها « ثارالله » ها هستند که باید از قاتلین بنی طاغوت گرفته شوند.و اما جبرش کجاست ؟ تاریخی که این حد بر خونخواهی و رسالت و آگاهی و دعوت ما مبتنی است بنابراین براساس ارده ماست؛ اما درعین حال تاریخ جبرا به خونخواهی کامل و تمام و خاموش شدن آرام شدن و پیروز شدن و خشنودی همه ثارهای خدا - در طول تاریخ بشر - و به انتفام مطلق و جهانی همه ثارها خواخد انجامید و این قطعی و جبری است.می بینیم که جبر تاریخی است که براساس دعوت از انسان به خونخواهی مبتنی است.
... از حسین تا آخر الزمان و حسین وارث یکی از این ورثه است که خودش بصورت یک ثار درآمد و فرزندش و پدرش همه ثار های خدا هستند و پدر ثارهای خدا و پسر ثارهای خدا.
آنوقت « ثوره » در این دید دید چه معنی عمیقی پیدا می کند؟ ثوره همه چیز معنی می دهد: تلاش / شورش / قیام : اما هدف چیست؟ هدف انتفام کشیدن از بنی قابیل است که آنهمه دستش بخون ثارهای عزیز ما آغشته است و این همه جواب گفتن به دعوت آن پرنده هایی است که برگرد سر قبیله ما دائما ما را می خوانند و ضجه می کشند و ما را به انتقام خواهی و خونخواهی فرا می خوانند.
ثوره . ثار . وراثت . داستان شروع تاریخ یعنی اولین ثار - هابیل - و بعد آخرالزمان یعنی تحقق انتقام جهانی مجموعا فلسفه تاریخ اسلام را در دید شیعی آن تفسیر می کند.

يا ثار الله و ابن ثاره


م آثار ۱۹ -صص ۱۱۸الی ۱۲۲   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸۱
تگ ها :