سروده ای در غربت - از ته دل - .

شعری که پدر بزرگ عزیز و مرحومم حاج حسن آقا حدود ۴۰سال پیش هنگامی که در دیار فرنگ در بستر بیماری گرفتار بودند سرودند.

کشتی شکسته طوفان زده مرا

قدرت ساحل نشستن ندارد خدا

صد در نودنه خطر هست مرا

اگر لطف تو نباشد نجات خدا

گر خواست رضای تو همین است

جان دادن غربت خوش است مرا خدا

گرچه دیدار عزیزانم آرزوست مرا

لاکن رضای تو مقدم است مرا خدا

جز بخشیدگی عفو گناهانم

خواسته بزرگ نیست مرا خدا


استجبلکم تو یادم کردی

امید قبول است مرا خدا

پنجاه سال یا رحیم گفته ام

مایوس ز رحمت تو نبوده ام خدا

امیدواری به رحمت تو

سرمایه بزرگ است مرا خدا
  

نویسنده : AmirRH ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٢
تگ ها :