عشق - نيايش - تنهايی ( ۳ )

... به قول کالر : « دوست داشتن را هر کس بفهمد خدا را به آسانی استشمام بوی گل می فهمد. اما کسی که فقط فهميدن عقلی را می فهمد خدا برايش مجهولی است دست نيافتنی.»
حلا به مفهوم نيايش می رسيم :« نيايش عبارت است از تجلی دغدغه و اضطراب انسانی زندانی مانده در خويش که به زندانی بودن خويش آگاهی يافته است و آرزوی نجات و عشق به رستگاری او را بی تاب کرده است.نيايش تجلی روح تنها و تنهايی است.»
... دعا در چهره مردانی چون علی زيباست ؛ که از شمشيرش مرگ می بارد و از زبانش عاجزانه ناله و از چشمش اشک . اين زيباست.
... تاريخ بشر بر اساس تنازع بقاست ... اگر می بينيم امروز هنوز بر خلاف قدرتهای حاکم صريح تر و بد تر از چنگيز جنايت می کنند با اين حال باز هم وجدان توده هایی از مردم در سراسر دنيا لطيفترين مسائل انسانی و زيبايی های اخلاقی و معنوی را می فهمند به سادگی جان می دهند ايثار می کنند معنی عشق را می فهمند .... يکی از عوامل بزرگش پرستش است.که موجب لطافت روح رقت احساس و زلال کردن شعور درونی آدمی شده است....يکی از شعرا و نويسندگان می گويد:« ای خدايان ای خدايان بايد بر ما حسرت بخوريد که از لذت پرستيدن محروميد و نمی توانيد کسی را بپرستيد . اين نعمتی است که خواص انسان است».

...عشق و دوست داشتن تجلی اش پرستش و نيايش است.


م آثار ۸ - صص ۱۶۴و ۱۶۵و ۱۶۷و ۱۶۸
  

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸۱
تگ ها :