عشق - نيايش - تنهايی ( ۴ )

امام سجاد در دوره ای بوده که حتی کوچکترین امکاناتی را که دیگر ائمه داشتند نداشته است . بعد از آن است که یزید و عبدالملک بر همه جا مسلط شده اند و همه قدرتها ی مقاومت از کوچک و بزرگ از بین رفته و فقط او تنها مانده است : تنهای تنها که حتی شهادت را نمی تواند. شهادت که « جهاد انسان مومن آگاه مسئول با جور و جنایت است در دوره نتوانستن ». در دوره ای که حق پرست نمی تواند مبارزه کند نمی تواند بجنگد نمی تواند جهاد کند باز هم در اسلام از او سلب مسئولیت نمی شود شهادت به عنوان اسلحه است و مبارزه مرگ را برای مبارزه با جور انتخاب می کند. و این در لحظه ای است که دیگر پایگاه حق پرستی به کلی ویران است به کلی خلوت است به کلی غریب است . در این جاست که حق پرست اگر یک نفر هم هست باز مسئول است. در این جاست که می گوید: « مرگ خودت را به عنوان تنها سلاح آگاهانه و با تمام شعور انتخاب کن و بر گرد به روی خصم.
امام سجاد در شرایط خاصی است که حتی امکان خوب مردن برایش فراهم نیست.....و در چنین زجری که آدم حتی نتواند بمیرد زندگی کردن مسلما روح را در کوره رنج ها می گدازد که بیش از هر عاملی یک روح زلال و شکسته و گداخته را که در کلمات و در تعابیر و احساس هایش متجلی است رنج می دهد.
...از اول تا آخر دعایی را که به عنوان شروع است نگاه کنید...امام چه چیز را از خدا می خواهد ؟ این است که می گویم عامل بزرگ حکمت است.این کتاب دعا ( صحیفه سجادیه) اصلا وسیله خواستن نیست. بلکه یک کتاب آموزش است: یک کتاب فلسفی است که انسان را خدا را رابطه انسان با خدا را رابطه انسان در جهان را در زندگی و بقول ساتر وضعیت انسانی یعنی من در مجموعه این عوامل و شرایطی که هستم . یک چنین آموزش دقیقی در زیباترین حالات فرد است و اسمش دعاست. اما با آن معنای معمولی اش دعا نیست! یک کتاب آموزش عمیق و علمی اخلاقی و فلسفی است.


م آثار ۸ - صص ۱۷۱و ۱۷۲   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸۱
تگ ها :