ما و درد علی......



... می بینیم اشخاصی که عمیقترند اشخاصی که دارای روح برجسته تر و ممتازتر هستند از آنچه توده مردم هوس روزمره شان است و لذت عمومیشان بیشتر رنج می برند و یا نی بینیم کسانی را که به میزانی روح درآنها اوج می گیرد و اندیشه متعالی پیدا می کنند از جامعه و زمان خود فاصله می گیرند و در زمان تنها می مانند......

در برابر روباهان در برابر نگاه گرگها ...و در برابر نگاه جانوران شير نمی نالد
سکوت و وقار و عظمت خويش را بر شکنجه آميزين دردها حفظ می کند
اما تنها .... در شبها است که شير می گريد.
نيمه شب بطرف نخلستان می رود آنجا هيچکس نيست.
و اين مرد تنها.....
اين شير در شب می گريد
و تنهايی....
دردی که چناه روح بزرگی را به ناله آورده است تنهايی است.
که ما آنرا نمی شناسیم.
باید این درد را بشناسیم ..... نه آن درد را......
که علی درد شمشیر را احساس نمی کند
و ...... ما ......
و ما درد علی را احساس نمی کنیم ..................

علی همان طور که فلسفه ها می گویند می نالد بخاطر اینکه انسان است و بخاطر اینکه تنهاست.


م آثار ۲۶- صص ۹۷ و ۹۸ و ۹۹   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ آذر ،۱۳۸۱
تگ ها :