... آرزوها

«... از خداوند بزرگ آرزومندم که
اولا: آرمان ناساز و بی بنياد و کج آيين اين تمدن بی روح و بی آرمان و بی ايمان بشری را بر پايه های حق و عدلی که جهان را نهاده است و بر گونه ای که خود در رسالت پيامبرانش طرح کرده است يعنی بر سه بنياد « کتاب » و « ترازو » و « آهن » ترسيم نمايد.
ثانيا: ما را که از روزگار سيد جمال صد سال است که در رنج و تلاش و تب و تاب آنيم تا به تعبير علامه اقبال - به « تجديد بنای طرز فکر مذهبی در اسلام » بپردازيم و قدرت دشمن و ضعف دوست و خصومت کافران و حسادت حاسدان و سيطره غاسق واقب و افسون .... »


قسمتهایی از نامه دکتر به عبدالکريم شريعتی( شوهر خواهر و پسرعموی دکتر)در سال ۱۳۵۵   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۱
تگ ها :