سخنان « زينب(س) » در جمع كوفيان

.... درست در شرايطي كه عبيدالله بن زياد مي خواست مردم كوفه را با نمايش پيروزي مرعوب خود سازد و خانواده پيامبر را تحقير شده و رنجديده، خرد و خسته كند، سخنان زينب (س) كاملا صحنه را تغيير داد:

زينب پس از ستايش خداوند گفت:
«مردم كوفه! مردم مكار و فريبكار! مردم خوار و بي مقدار! بگيرييد كه هميشه ديده هاتان گريان و سينه هاتان بريان باد! زني رشته باف را مانيد كه آنچه را استوار بافته است، از هم جدا سازد. پيمانهاي شما دروغ است و چراغ ايمانتان بي فروغ. مردمي هستيد لاف زن و بلند پرواز! خودنما و حيلت ساز!
دوست كش و دشمن نواز! چون سبزه پارگين، درون بو گنده، برون سبز و رنگين،نابكار چون سنگ گور نقره آگين، چه زشت كاري كرديد! خشم خدا را خريديد و درآتش دوزخ جاويد خزيديد، مي گرييد؟!
بگرييد! كه سزاور گريستنيد، نه در خور شادمان زيستن. داغ ننگي بر خود نهاديد كه روزگاران برآيد و آن ننگ نزدايد. اين ننگ را چگونه مي شوييد؟ و پاسخ كشتن فرزند پيغمبر را چه مي گوييد؟ سيد جوانان بهشت و چراغ راه شما مردم زشت،‌ كه در سختي يارتان بود و در بلاها غمخوار. نيست و نابود شويد.
اي مردم داغدار:
هر آينه باد در دست داريد و در معامله اي كه كرديد زيانكار ! و به خشم خدا گرفتار و خواري و مذلت بر شما باد. كاري سخت زشت كرديد، كه بيم مي رود آسمانها شكافته شود و زمين كافته و كوهها از هم گداخته.
مي دانيد چگونه جگر رسول خدا را خستيد؟‌و حرمت او را شكستيد و چه خوني ريختيد؟‌و چه خاكي بر سر بيخيتيد؟ زشت و نابخردانه كاري كرديد؛ كه زمين و آسمان از شر آن لبريز است و شگفت مداريد كه چشم فلك خونريز است. همانا عذاب آخرت سخت تر است و زيانكاران را نه يار و نه ياور است.
اين مهلت، شما را فريفته نگرداند! كه خدا گناهكاران را زودازود به كيفر نمي رساند و سرانجام خون مظلوم را مي ستاند. اما مراقب ما و شماست و گناهكار را به دوزخ مي كشاند.»


ـ صداي مردم كوفه به گريه و ندبه بلند شده بود....... در قصر ابن زياد بار عام داده بودند، تا همه مردم حاضر شوند و در جشن پيروزي ابن زياد شركت كنند. اسيران وارد مجلس ابن زياد شدند. زينب (س) كهن ترين جامه ها خود را پوشيده بود. آرام و ناشناس در كناري نشسته بود. فضه و سلمي و ....... دور او را گرفته بودند. عبيدالله كه به احتمال بسيار زينب (س) را شناخته بود
براي تحقير پرسيد: این زن كيست؟ زينب (س) به او پاسخي نداد. سه بار پرسيد:
زينب (س) همچنان خاموش بود. يكي از زنان گفت:

« اين زينب (س) است، دختر فاطمه (س) »


انتخاب از رويا راد
با تشکر   

نویسنده : AmirRH ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۱
تگ ها :